امروز دوشنبه 27 آبان 1398
sher.cloob24.com
0
می رویُ یاد تو از تو کوچه ی ما می رود
هر گل یاسی که دهد بوی تو را می رود
ای که به کودکی نوشته ای نام مرا
نام من از تکلیف دفترِ شما می رود
ای دل و جانم به کف مشت تو
در عالم بی تو نفسم به انتها می رود
تازه گلی بوده ام به بستان تو
آنکه باید به باغش ببوید مرا
نچیده گلی از بوستان ما می رود
دیر زمانیست پشت در خانه ات
صدای پای ما تا به خدا می رود
به یاد تو در بسته ام کنون روی خود
بستری ببیند بیماری همیشه روی خود
به بستر من آ که جانم به اذن شما می رود
دوش به خوابم اجل دست مرا می گرفت
هر چه که گفتم ای وای من ندیدم تو را
گفت کنون جان تو بی چون و چرا می رود
شعر: مصطفی رسولی
تبلیغات متنی
فروشگاه ساز رایگان فایل - سیستم همکاری در فروش فایل
بدون هیچ گونه سرمایه ای از اینترنت کسب درآمد کنید.
بهترین فرصت برای مدیران وبلاگ و وب سایتها برای کسب درآمد از اینترنت
WwW.PnuBlog.Com
ارسال دیدگاه