امروز دوشنبه 27 خرداد 1398
sher.cloob24.com
0
تا نباشی جای تو به کُنج اتاقِ من همیشه خالی است
بخوانم سوی خود که دنیایم بی تو شبیه انباری است

گر مرگ هم از من گریزان است از سر ناچاری است
ورنه تنِ بی آغوش تو به دنیا مایه ی شرمساری است

ما به جرمی ناشناخته اسیر و دربند دنیای تو شدیم
تا که عهد خود شکستی دیدم عجب روزگاری است

من آدمم آدم، آدمی که تنها دست حوایش می گرفت
آدمی که جنس خاکش برتر از مخلوق هر ناری است

گر با یک دل به سینه صد دل عاشقِ تو شدیم
بی دل ماندنِ بعد از تو اما بهتر از دلداری است

در نهانم روی تو هر دم کودتا به جانم می کند
چون عشق تو به سینه همیشه اجباری است

چون که بی خبر رفتیُ راه خود کردی ز راه من جدا
نیشخند رهگذران امروز بدتر از نیش هر ماری است

پشت دریا نیست شهری گشته ام بعد از رفتنت
اینک اما دنبال تو گشتن بهتر از هر کاری است

شهر من جاییست که تو آیی و روزی آبادش کنی
اشکِ چشمم تا به آن روز همیشه جاری است

گویند بهشت خوشتر باشد ز اینجا اما نروم با غیرِ تو
چون تو هر کجا که باشی زیباتر از هر گلزاری است

دانم که یاد تو در انتها ما را می کِشد به سوی خاک
اما میان سینه ام یاد تو بهتر از هر یادگاری است

کاش می دانستم که شادی و لبخند داری به لب
به چشمهای من اما همیشه گریه و زاری است

گر بعدِ تو رقیب کس شوم خانه ام ویران ز عشق
چون نام تو بر من نهادن بهتر از هر افتخاری است

نیک می دانم تا که هستم پیری ام با یاد توست
چون که دانم برگشتن تو تا ابد اختیاری است

تا که هستم روزی بیا و دوباره دستِ من بگیر
بعد از تو آمدنها و رفتنهای همه تکراری است

دست من را کس نگیرد چون نخواستم غیر تو را
آه از آن دلِ مانده به سینه که بی خیال هر یاری است

بارها بی تو از راز دل گفتم سالها با سوزِ دل
که اینک نام تو به هر خط شعرم چون نقطه ی پرگاری است
شعر از: مصطفی رسولی
تبلیغات متنی
فروشگاه ساز رایگان فایل - سیستم همکاری در فروش فایل
بدون هیچ گونه سرمایه ای از اینترنت کسب درآمد کنید.
بهترین فرصت برای مدیران وبلاگ و وب سایتها برای کسب درآمد از اینترنت
WwW.PnuBlog.Com
ارسال دیدگاه