امروز جمعه 30 فروردین 1398
sher.cloob24.com
2
عمر من اگر به انتها هم برسد پشت سرش دنیا هم خراب شود و قیامت هم از راه برسد باز هم دلیلی بر این همه دوست داشتن تو نمی یابم! فقط میدانم زاده شدم که تو را دوست داشته باشم و می خواهم که فقط تو را دوستت داشته باشم! چه دوست داشتنی که حتی حد و اندازه اش را هم خودم نمی دانم! نمی دانم از که بپرسم که بهم بگوید چرا من تو را دوست دارم! براستی شاید نیمه گمشده ی تو هم نباشم ولی بیشتر از نیمه ی گمشده ات تو را دوست دارم! چه دوست داشتنهای که جوابش را جز خدا کسی نمی داند! چه دوست داشتن هایت که من دانستم و تو ندانستی! چه شبها که تو خواب بودی و من نخوابیدم تا بیشتر تو را دوست داشته باشم! من آمده ام به تو بگویم که تو را دوست دارم! نپرس چرا و چگونه! چون خودم هم نمی دانم چرا و چگونه است که تو را دوست میدارم! اسم تو اکنون بدون اینکه خودت بدانی بر روی من است! خدا مرا به اسم تو صدا می کند! کاش اسم منم بر روی تو بود! گرچه اسم من قشنگ نیست و به تو نمی آید! ولی اسم تو زیباست و بر من که مثل تو زیبا نیستم خیلی می آید!
با من لحظه ای به کوه بیا! می خوام وقتی اسم تو را فریاد می زنم خودت هم باشی! من اسم تو را بگویم و کوه اینبار جای بازگشت صدای من به حرف بیاید و انگشتش را به سمت تو نشانه بگیرید و بگوید اسم تو را گفت! حتی کوه هم اسم تو را میداند! آخر وقتی تنهایی به کوه میروم و اسم تو را به کوه می گویم او هم اسم تو را بلندتر از فریاد من به خودم بر می گرداند!
میدانی! اسمت را خیلی دوست دارم! بی اختیار و بدون آنکه خودم بدانم با هر نفسی که فرو می برم اسم تو بر زبانم می آید و از یاد و خاطر من عبور می کنی! خاطر من پر از رد پاهای توست که با هر نفسی که کشیده ام بر روی آن قدم گذاشته ای! کاش می توانستم تو را همانند اینکه نامت را میدانم و می خوانم وقتی اسمت را می گویم در برابر دیدگانم ظاهر گردی! کاش ذره ای از قدرت خدا از آن من بود تا وقتی اسم تو را می خواندم به دیدارم می آمدی! من تو را خواندم بیا! لحظه ای درنگ نکن و بیا!
متن از: مصطفی رسولی
تبلیغات متنی
فروشگاه ساز رایگان فایل - سیستم همکاری در فروش فایل
بدون هیچ گونه سرمایه ای از اینترنت کسب درآمد کنید.
بهترین فرصت برای مدیران وبلاگ و وب سایتها برای کسب درآمد از اینترنت
WwW.PnuBlog.Com
ارسال دیدگاه