امروز پنجشنبه 10 مهر 1399
sher.cloob24.com
0
می نویسم تو بعد از من این ترانه به آواز بخوان
آهی که به گلوم بود و نگفتم تو به فریاد بخوان
غم نان نذاشت بخندم اما عاشق تو بودم
دور از تو و به خیال روبروی تو نشسته بودم
خط پیشانی من یادگار خنده ی کودکیهایم بود
همه درد تو به جانم نام تو یک عمر به زبانم بود
هرچه به عمر خودم نگفتم جای من به همه بگو
اول اسم خودت رو بخوان بعدش اسم منو بگو
خواب دیدم عاقبت تو هم مرا فراموش کنی
تا که رفتم یار دگر بگیری و ترک آغوش کنی
عمر من کوتاه بود و دردهایم وه چه بی شمار
یکبار هم نگفتی با درد قلبت مرا دوست بدار
کاش فراموش کنم نام خودم و نام تو را
گرچه دلم شکستی بگو ببوسم دست تو را
دل نبریدم از تو که یکبار به محبت با من سخن نگفتی
هرچه به تو از عشق گفتم نشنیدی و جوابی بهم نگفتی
حسرت اینکه خواب باشیُ بگی بشین کنار بسترم
ماند به قلبم می روم اما نمی توانم از تو بگذرم
نگاه کس نکردم چون چشم تو آمد و دیوار کشید
تهدید کنان سیلی زد و یکباره مرا به زنجیر کشید
کاش میدانستی دوست دارم بگی مرا دوست بدار
بمان پیش من و حق نداری بری تا زیر چوبه ی دار
اکنون که میروم از شهر و دیار تو به جهنم یا به بهشت
دست خودم نبود اجل آمد و منم شدم اسیر سرنوشت
شعر از: مصطفی رسولی
تبلیغات متنی
فروشگاه ساز رایگان فایل - سیستم همکاری در فروش فایل
بدون هیچ گونه سرمایه ای از اینترنت کسب درآمد کنید.
بهترین فرصت برای مدیران وبلاگ و وب سایتها برای کسب درآمد از اینترنت
WwW.PnuBlog.Com
ارسال دیدگاه