امروز جمعه 02 آبان 1399
sher.cloob24.com
0
بودم زمانی
ساکت و غمگین
شبیه برکه ی آبی
خجل بودم
مثال بید مجنونی
نبودم یاد کس هرگز
نمی دیدم
جز نگاه آسمانی را
بسیار بودن عابران اما
نگاه کس نمی کردم
اما آمد روزی دختری
نشست در کنار من
با دستهای کوچکش
کنار زد سیاهی را
و نگاه او در من افتاد
و من لبریز او گشتم
اگر نباشد قطره ی آبی
از این پس در وجود من
که ببیند در من رویش را
بگوید تا بداند او
بعد مرگ هم عاشق اویم
شعر از: مصطفی رسولی
تبلیغات متنی
فروشگاه ساز رایگان فایل - سیستم همکاری در فروش فایل
بدون هیچ گونه سرمایه ای از اینترنت کسب درآمد کنید.
بهترین فرصت برای مدیران وبلاگ و وب سایتها برای کسب درآمد از اینترنت
WwW.PnuBlog.Com
ارسال دیدگاه