امروز دوشنبه 27 آبان 1398
sher.cloob24.com
0
حیف است اسمم را بدانی اما نگویی نام من
شب یلدا آمد و تو هرگز نرفته ای از یاد من
من زمین خوردم پیراهنم خاکی و کهنه است
آب بستی بر من و لبانم سالهاست تشنه است
تصمیم کبری را میدانم اما تصمیم تو چه بود
دست عشق کودکیهای من دست یکی دیگه بود
یاد داری می نوشتم اسم تو با دستهای کوچکم
تو قد کشیدی من همان مصطفای تنها و کودکم
شعر از: مصطفی رسولی
تبلیغات متنی
فروشگاه ساز رایگان فایل - سیستم همکاری در فروش فایل
بدون هیچ گونه سرمایه ای از اینترنت کسب درآمد کنید.
بهترین فرصت برای مدیران وبلاگ و وب سایتها برای کسب درآمد از اینترنت
WwW.PnuBlog.Com
ارسال دیدگاه