امروز شنبه 15 آذر 1399
sher.cloob24.com
0
اینجا ته قصه ی
داستانیست که آغاز شد
جایی نمی برد پایم مرا
تا آغوش تو به رویم باز شد
تا نوشتم نام تو در دفترم
موهای تو در دستان من ناز شد
لحظه ای کوتاه نشستی پیش من
آنزمان بود که جسمم در کنار قلب تو تراز شد
روح و جان افتاده چون شیشه ای در دستان تو
باور می کنی بعد از تو پایم به هر میخانه ای باز شد؟!
شعر از: مصطفی رسولی
تبلیغات متنی
فروشگاه ساز رایگان فایل - سیستم همکاری در فروش فایل
بدون هیچ گونه سرمایه ای از اینترنت کسب درآمد کنید.
بهترین فرصت برای مدیران وبلاگ و وب سایتها برای کسب درآمد از اینترنت
WwW.PnuBlog.Com
ارسال دیدگاه