امروز یکشنبه 17 آذر 1398
sher.cloob24.com
1
هرچه می جویم نمی یابم او را
نه در میان جاده ایی و نه لابه لای کتابی
نه آن زمان که باران می آید و من تنها به زیر باران هستم
و نه آن زمانی که همه دنیا خواب است و من بیدار هستم
نخوابیدم تا تو را بیشتر دوست داشته باشم
چون می ترسم بخوابم و خواب تو را ندیده باشم
دیگر هیچ پروانه ای به دور هیچ شمعی نمی سوزد
شمع ها فقط در میان کتابها روشن هستند
و پروانه ها شب ها خواب هستند
فانوس پشت فانوس خاموش می شود
و دنیا رو به انتها می رود
می ترسم تو راه جاده را گم کرده باشی
می ترسم تو آمده باشی و من خواب بوده باشم
چگونه بعد از این بیابم تو را!
سلول به سلول تقسیم شده ام ابتدای تمام جاده ها
ولی نمی یابم حوای خودم را!
دوست داشتم از سیبی که حوایم گاز می زند خورده باشم
و به نام عشق از باغ عدن ت رانده شده باشم
من دستم به هیچ درختی و سیبی نمی رسد
تو باید بچینی سیبت را
تا من ببینم پس از آن رویت را
خوابیده در میان آسمان هستی
یا گمشده در میان جاده هایی!
جاده هایی که راهم از آنها نگذشته است!
پایم را چگونه بگذارم که راهم به سوی تو یکی شود؟!
حوای من
اینانی که من دیده ام سیب خور نیستند
یا اگر هم خورده باشند با چاقو پوست آن را کنده باشند!
نه به انتظار لیلایی سرگردان بودم
و نه به دنبال شیرینی گمشده!
من انتهای زمان به دنیا آمدم
اما جایم ابتدای خلقت بود
به نام عشق اکنون گمشده ی دیروزمُ مسافر فردایم
آدم مرا گویند اما چون نمی یابم تو را آبستن حوایم
در چشم من اینک تو آفتاب روشنی هستی
بعد از اینکه تو را زایم پادشاه عالمی هستی
متن از: مصطفی رسولی
تبلیغات متنی
فروشگاه ساز رایگان فایل - سیستم همکاری در فروش فایل
بدون هیچ گونه سرمایه ای از اینترنت کسب درآمد کنید.
بهترین فرصت برای مدیران وبلاگ و وب سایتها برای کسب درآمد از اینترنت
WwW.PnuBlog.Com
ارسال دیدگاه